داستان پيداشدن حيات در سطح كرة زمين وارتباط گونه ها واشكال بی شمار زنده باهم وبالاخره با انسان ،مسئلهای است كه از كهنترين روزگار مورد بحث و گفتگوست.
مسئله پيدايش
انسان از قرن نوزدهم شدت پيدا كرد. از آن ايام كه نظرية تكامل موجدات زنده، از
سادهترين سلول تك ياخته تا انسان وبستگی نسلی آنها،به شكل علمی مطرح گرديد ارباب
كليسا، بااستناد و اتكا به كتاب مقدس عهد عتيق، انسان را خلقی نوين وجداگانه در
جمع زندگان و به سركردگی آدم ابوالبشر معرفی می كنند از آنجا كه دانش طبيعی روز
ارمغانی است كه از مغرب زمين وارد جمع مسلمانان شده است عين همان اختلافات و
تعارضات به ميان دانش پژوهان و
دينداران دنيای اسلام نيز كشيده شد ، و به ويژه آنكه بسياری از اخبار و احاديث، كه
در ميان اهل حديث به « اسرائيليات » مشهورند نيز اين تعارض را تائيد می كنند .
اغلب نوشتههايی كه در اين زمينه ، انتشار يافته براساس ديدی است كه از ميان
داستان خلقت انسان در تورات داشته اند و كمتر به چشمة زلال تعاليم اسلامي يا قرآن
مراجعه كردهاند .
مؤلف اين كتاب خود
استاد بنام علوم طبيعی و زمين شناسی دانشگاه تهران بوده و سالهای متمادی اين علوم
، به ويژه دانش تكامل را ، مورد تحقيق و تدريس داشته اند و بنابراين به لحاظ علمی
، نظريات ايشان می تواند مورد استناد و اعتماد باشد و از جانب ديگر در تحقيق نظريه اسلامی نسبت به مسائل فوق به
اصيل ترين منبع اسلامی يعنی قرآن مراجعه كرده ، در تفسير آن ذهن را به كلی از
آموزشها و اخبار «اسرائيلی » خالی و صرفاً از روش تفسير قرآن با خود قرآن استفاده نموده است.