سياوش بر آتش

مؤلف: دكتر مصطفی رحيمی

 چاپ اول ـ سال 1371 ـ تيراژ: 5000   ـ تعداد صفحات: 256

 

سياوش كه سراسر نجابت ومعنويت است از دام وسوسة شاهبانوی حيله‎گر می‎گريزد و چون در پدر كه عاشق كم خردی است، پناهی نمی‎يابد به سوی جنگ می‎گريزدكه جنگی تدافعی است و موجب افتخار. به افتخار می‎رسد و به صلحی شرافتمندانه دست می‎يابد.اما تاكنون بديهای شاهبانو بس نبوده كه اينك بدی شاه نيز از راه می‎رسد. به فرزند می‎گويد: «پيمان را بشكن و گروگانهای بيگناه را بكش» (اينان برای تضمين حسن نيست دشمن به ايران گسيل شده‎اند). ولی نيكويی سياوش در نگاهداشتن پيمان است: با دين، با پدر و با خود و دست آخر با دشمن. (اگر دشمن متجاوز نباشد و از در آشتی درآيد بايد پيمانش را نگاهداشت).

افتخار سياوش و خميرمايه هستی سياوش همين است. زنی زيبا ـ به حد افسانه‎ای ـ از او می‎خواهد كه پيمانش را با پدر بشكند و با او كه همسر پدر است عشق بورزد. سياووش مي‎گويد كه اين كار پيمان شكستن با دين و با پدر است... و دين در شاهنامه يعنی اخلاق و معنويت (همچنان كه در عرفان). در برابر ابرام زن وكژ فهمی پدر به جنگ پناه می‎برد و اينك كه در جنگ فاتح شده، اين بار پدر می‎خواهد كه به صورتی ديگر آبگينه مقدس معنويت را در او بشكند. در حالی كه معنويت خواهيم ديد ـ جوهر جان سياوش است. و اين بدان معنی است كه قدرت با معنويت همراه نباشد، داستان، داستان ضحاك است و بيداد و تباهی ... .

 

 

 

بازگشت